X

نظم نوین شهر و خانه

نظم نوین شهر و خانه -
امتياز: 5.0 از 5 - رای دهندگان: 1 نفر
 
نظم نوین شهر و خانه
خلاصه‌ی مقاله‌ی «ملاحظاتی در باب طرح مدینه‌ی اسلامی»*

   سوال از تناسب معماری با دین

شهرسازان و فیلسوفان قدیم در تناسب میان دین‌داری و بنا و ساختمان شهری چیزی نگفته اند. حتی فارابی که به بیان آرای اهل مدینه فاضله پرداخته، ذکر بنای شهر و خانه در نظر او ضرورت و وجهی نداشته است.

البته اصولا در هر امری تا وقتی بحران احساس نشود، مسئله ای وجود ندارد و ذکر آن ضرورتی نمی‌یابد. اما مواجهه خیلی از افراد کنونی نیز این‌گونه است که در هر شهری و در هر خانه ای می‌توان مسلمان بود و به آیین مسلمانی زندگی کرد. تا قبل از عصر جدید وضعیت بشر با همه محدودیت‌هایش در پیوند با خاک و آسمان بوده، لذا گرفتار پریشانی نشده است. اما اکنون، چرا ما معمولا فکر نمی‌کنیم که باید میان اعتقادات و نظام شهری و معماری مناسبت و تناسبی وجود داشته باشد؟ در عصر جدید خانه‌سازی علی‌رغم تصوری که داریم به دنبال آسایش بیشتر نیست، بلکه در حیطه‌ی محاسبات تکنیک قرار گرفته و ما دیگر برای خود خانه نمی‌سازیم.

شهر جدید، شهر بشر جدید است. اما این شهر در عین حال شهر ملال است، و به اعتباری می‌توان گفت که بشر جدید شهر و خانه ندارد. شهر و خانه جدید پر از ابزار و وسایل زندگی و کالای مصرفی است و حتی ساکنان آن هم به کالا مبدل شده اند.

اگر مدعی مناسبت دین و معماری هستیم، لازم است که آشنایی اجمالی با طرح شهرهای ادوار مختلف تاریخ داشته باشیم؛ اما مسئله این است که، این آشنایی به صرف آموختن حاصل نمی‌شود. متقدمان می‌گفتند که تناسبی میان عالم و انسان برقرار است تا جایی که انسان را عالم کبیر و عالم را انسان صغیر برمی‌شمردند. اما این نظر حتی در زبان متفکران کنونی چون کوهن و فوکو نیز توسط انسان متجدد کنونی، که طبیعت را شیء بیگانه با وجود خود می‌بینند، با تفسیرهای بی‌وجه مواجه می‌شود.

نکته ای که سخت درک می‌شود، این است که بشر همواره خانه اش را متناسب ساختمان وجود خود می‌سازد و با تغییر ساختمان وجود انسان شهرها و خانه ها هم طور دیگری ساخته می‌شوند. ما در هر خانه ای نمی‌توانیم زندگی کنیم، نسل‌های گذشته هم اگر زنده می‌شدند در خانه های کنونی احساس غربت می‌کردند. شاهد این غربت را می‌توان در ساختمان های جدید (به سبک شهر تهران) که بعد از زلزله بوئین‌زهرا برای مردم ساخته شد، مشاهده کرد. مردم آنجا سکنی نکردند. شاید عدم وجود امکاناتی چون مرغ‌داری و آغل هم مزید برعلت شده باشد، اما مردم آنجا اصلا حساب نکرده بودند که خانه شان چه لوازمی و امکاناتی نیاز دارد. علت اصلی این بود که آهنگ وجود و زندگی مردم در آن خانه ها گنگ و خاموش بود.

   بریدگی از دین و پریشانی شهرهای جدید

ملاحظاتی در باب طرح مدینه‌ی اسلامیشهر جدید، شهر بشر جدید است. اما این شهر در عین حال شهر ملال است. و به اعتباری می‌توان گفت که بشر جدید شهر و خانه ندارد. شهر و خانه جدید پر از ابزار و وسایل زندگی و کالای مصرفی است و حتی ساکنان آن هم به کالا مبدل شده اند.

شهرهای آمریکا و اروپا و حتی قرون وسطی -با اینکه طراحانشان کاملا بریده از عالم دینی نبودند- روح و حقیقت غیر دینی دارند. البته با وجود اینکه امروزه ساخت پاساژ، خیابان های بزرگ، فرودگاه، ورزشگاه، دانشگاه و... عناصر جدید و اجتناب ناپذیر شهرها هستند، نباید گمان کرد که این‌ها شهر را غیردینی کرده است. اساسا هر چیزی و هرجایی از جمله شهر و خانه و مکان‌های قدسی صرفا با اراده ما صفت و شأن قدسی یا غیرقدسی پیدا نمی‌کند، بلکه ما در اتصال با عالم قدس با امر قدسی آشنا می‌شویم و نشان آن را در هرجا که باشد می‌شناسیم. وقتی این رشته سست شود چشم و گوش ما در هیچ‌جا امر قدسی نمی‌بیند و سخن قدسی نمی‌شنود.

در این بریدگی اماکنی که در گذشتهْ تقدسی داشته و هنوز بقایایشان باقی مانده است، صرفا مورد تماشای جهانگردان قرار می‌گیرد، شعرهای شاعری چون بودلر هم که ملال شهر پاریس را تذکر می‌دهد، معنابخش مکان‌ها و اشیا آزاد شده از عالم مدرن می‌شود، و ساخت بهترین اماکن عبادی هم که حتی لوکوربوزیه در آخرین ساعات عمر خود آرزوی آن را کرده بود، در جهت قوام بخشیدن به عالم کنونی قرار می‌گیرد. کسی که برای نماز به مسجد مدرن کراچی رفته بود می‌گفت وجود تخته سنگ برای هر نمازگزار باعث می‌شود، به جای اینکه فرد خود را در جمع نمازگزاران و در محل پرستش فراموش کند، همواره خود و جایش را ببیند.

شهرهای کنونی دیار غربتند. هیچ‌کس اهل هیچ شهری نیست و همهْ همه‌جایی یعنی هیچ‌جایی اند و از این رو بشر آواره و بی وطن دنیای غرب به جهانگردی روی آورده و حق دارد اماکن گذشته را ببیند، تا قدری تسلی پیدا کند. حال آن‌که آن اماکن را برای جهانگردان نساخته بودند. هیچ‌جایی‌ی بشر کنونی سبب شده که شهرها و خانه هایی که ما می‌سازیم، بیشتر به ایوانچه‌ی کاروانسراها شبیه باشد، با این تفاوت که کاروانیان کنونی میان خود پرده کشیده اند. شهر در عالم کنونی و به خصوص در جاهایی که مردم از تاریخ خود رانده و از غرب مانده اند، وطن هیچ‌کس نیست. مردم این شهرها غریبند و اگر چیزی به نام خانه دارند بهتر است آن را خوابگاه و مخزن اشیایی دانست که هر چند حقیقتا مورد نیاز نیستند زندگی به آن‌ها وابسته است.

   امکان شهرنشینی دوباره

آیا وضع موجود را می‌توان تغییر داد و شهر و خانه را طور دیگر ساخت؟ ظاهرا می‌توان سلیقه به خرج داد، اما طرح شهر و خانه به آسانی دگرگون نمی‌شود. همان‌گونه که ما می‌پذیریم که بناهای شهرها را کارگران نساخته ، بلکه طرح مهندسان بنا کرده است، طرح مهندسان را نیز باید در یک طرح کلی تر قرار داد، که آن را شاعران و سیاستمداران بزرگ بنیاد می‌کنند. ما شهر و خانه‌ی خود را شاعرانه می‌سازیم، چنان‌که آشوب شهرهای کنونی در شعر معاصر پیداست.

باید توجه داشت که بقایای شهرهای دینی، اماکنی چون میدان نقشِ جهان اصفهان و دیگر چیزهای باقی‌مانده در بغداد، دمشق و قاهره هنوز وجود دارد و مردم آن شهرها نیز مسلمانند، اما چرا این شهرها یا آن قسمت قدیمی شهرها اسلامی نیستند؟ مسئله مهم‌تر آن است که، ما شهر اسلامی را می‌توانیم بشناسیم و تشخیص دهیم که در بحبوحه ی روابط عالم کنونی همه‌چیز، حتی شهر، خانه و بناها تبدیل به کالا شده اند و لذا مکان به دینی و غیردینی تقسیم نمی‌شود؛ بلکه هرچیز بهایی دارد که مرغوبیت آن را مشخص می‌کند. اما ما شهر دینی را به آسانی نمی‌توانیم وصف کنیم و به فرض اینکه کسی از عهده این کار برآید نمی‌توان از آن اوصاف سود برد، زیرا شهر دینی را معماران و شهرسازانی می‌توانند بسازند که به عالم دینی تعلق داشته باشند. به عبارتی ما قواعدی نداریم که با آن بتوان شهر دینی ساخت، و شهر دینی بدون مردم که با تعلق به آن عالم در آن شهر سکنی گزینند پدید نمی‌آید.

   بدبینی نسبت به شهرنشینی در نظرگاه ابن خلدون

اشاره شد که گذشتگان به مناسبت میان دین‌داری و شهرنشینی نپرداخته و قهرا طرح این مطلب در نظرشان عجیب می‌نماید. متقدمان از شهر دینی به معنایی که ما امروز مراد می‌کنیم سخن نمی‌گویند، اما برخی از آن‌ها نیز با نوعی بدبینی نسبت به شهر و شهرنشینی متذکر تفاوت اخلاق مردم شهر با اخلاق مردم عشایر، قبایل و روستاییان بوده اند.

شهرسازان و فیلسوفان قدیم در تناسب میان دین‌داری و بنا و ساختمان شهری چیزی نگفته اند. حتی فارابی که به بیان آرای اهل مدینه فا