X

چيست ياران طريقت بعد از اين تدبير ما

چيست ياران طريقت بعد از اين تدبير ما -
امتياز: 4.0 از 5 - رای دهندگان: 1 نفر
 
درنگی در مسئله‌های روزمره
درنگی در مسئله‌های روزمره

با صدای زنگ موبایل از خواب بیدار می‌شوید؛ نماز خود را می‌خوانید، در وسط نماز، اسنوز ساعت زنگ‌دار موبایل دوباره فعال می‌شود و حواستان را پرت می‌كند، دوباره می‌خوابید و كمی بعد از خواب بیدار می‌شوید، تلویزیون خود را روشن می‌كنید

؛ به موسیقی صبحگاهی كه شبكه سه برای ورزش گذاشته گوش می‌دهید و صدای تلویزیون همسایه خود را می‌شنوید كه برنامه ورزشی یك شبكه ماهواره‌ای را كه از قبل ضبط شده است، پخش می‌كند و صدای وان، تو، تری همسایه هم می‌آید. بقیه كانال‌های تلویزیون را بررسی می‌كنید و می‌بینید همه در یك قالب برنامه اجرا می‌كنند و دلتان برای برنامه شهیدی‌فر تنگ می‌شود، تلویزیون را خاموش می‌كنید و صبحانه، نان و پنیر و چای شیرین می‌خورید. چون محل كارتان دور است، با تاكسی سر كار یا دانشگاه می‌روید و مثل همیشه اعصاب راننده تاكسی كه به جای صبحانه به یك سیگار اكتفا كرده، خرد است كه چرا كسی پول خرد ندارد و مجری خانم رادیو در گوشتان داد می‌زند كه “یالا چرا معطلی اخماتو وا كن”  بعد چند جمله دیگر می‌گوید، كه شما به جای این‌كه اخم‌هایتان وا شود، ناراحت می‌شوید كه چرا حیا این‌قدر در جامعه كم شده است.

سر كار كه می‌رسید، دوستانتان از فرصت استفاده كرده‌اند و از ساعت 8 كارت ورود شما را هم زده‌اند، به اتاق كار خود وارد می‌شوید و از آن‌ها می‌خواهید دیگر این كار را نكنند. تا ظهر كار می‌كنید و همه یك جوری شما را نگاه می‌كنند. ظهر به یاد معلومات طب سنتی خود می‌افتید كه از شما می‌خواهند نهار نخورید، ولی نهار می‌خورید، چون غذای اداره تقریبا ارزان است و شاید هم به یاد این معلومات نمی‌افتید چون آن‌ها را ندارید. در هر صورت بعد از نهار خواب غلبه می‌کند و در اداره‌جایی برای خواب وجود ندارد، بر فرض که جایی باشد، مگر اداره جای خواب است؟ نماز ظهر و عصر خود را یك‌جا می‌خوانید و به اتاق كارتان باز می‌گردید. همكارانتان دور كامپیوتر شما حلقه زده‌اند و خبری را كه شما از فلان سایت خبری باز كرده‌اید می‌خوانند و به شما می‌گویند چرا به ما نگفتی جشنواره فجر امسال تعطیل می‌شود و شما می‌گویید: از كجا معلوم شاید شایعه باشد و آن‌ها اخم می‌كنند و می‌گویند: خب همین را می‌گفتی و شما به یاد سوره نور می‌افتید و شایعه‌سازی.

و مثل همیشه اعصاب راننده تاكسی كه به جای صبحانه به یك سیگار اكتفا كرده، خرد است كه چرا كسی پول خرد ندارد و مجری خانم رادیو در گوشتان داد می‌زند كه "یالا چرا معطلی اخماتو وا كن"  بعد چند جمله دیگر می‌گوید كه...

 عصر خسته از سر كار باز می‌گردید و باز تاكسی سوار می‌شوید و در راه پسر نوجوانی را می‌بینید كه در هرگوش خود سه میخ نقره‌ای فرو كرده و موهایش صورتی و بنفش است، دستتان را محكم روی سرتان فشار می‌دهید كه مبادا شاخ در بیاورید ولی گویا قلبتان راضی نمی‌شود و از فرط ناراحتی كمی تیر می‌كشد. راننده تاكسی سیگاری روشن می‌كند ولی شما توجه نمی‌كنید چون دیگر حوصله گیردادن ندارید؛ چون راننده یك موسیقی غربی هم گذاشته و آن هم آزارتان می‌دهد. كمی به شعر این موسیقی گوش می‌دهید و به راننده تاكسی می‌گویید: می‌شه این آهنگو یه بار دیگه از اول بذارین؟ راننده خوشحال می‌شود و می‌گوید: بله حتما، چرا نمی‌شه، اسم آهنگش هتل كالیفرنیاس مال انگلزه

On a dark desert highway, cool wind in my hair  Warm smell of colitas, rising up through the air  Up ahead in the distance, I saw a shimmering light  My head grew heavy and my sight grew dim  I had to stop for the night...

Her mind is Tiffany-twisted, she got the Mercedes bends  She got a lot of pretty, pretty boys, that she calls friends  How they dance in the courtyard, sweet summer sweat.  Some dance to remember, some dance to forget

به شعری كه خوانده می‌شود توجه می‌كنید و كم و بیش مطمئن می‌شوید راننده از معنای جملات غافل است. به كوچه‌ی خودتان می‌رسید و فرصت نمی‌كنید معنای این آهنگ را برای راننده توضیح دهید. از او خداحافظی می‌كنید و او می‌گوید: یا حق!

به خانه می‌رسید و...

در این مثال كه كمتر از 24 ساعت بود و به نكات ریز هم توجه نشده بود، شما با چندین مسئله روبرو می‌شوید از جمله:

چرا اكثریت جامعه ما نماز جماعت مخصوصا نماز جماعت صبح را ترك كرده‌اند؟

چرا اكثریت جامعه ما فاصله‌ی میان طلوع فجر تا طلوع خورشید را، که از با کیفیت‌ترین وقت‌هاست، می‌خوابند؟

چرا گروهی از جامعه، ماهواره را بیش از تلویزیون تماشا می‌كنند؟

چه نوع صبحانه‌ای ایده‌آل است؟

 چرا هنوز مشكل پول خرد در تاكسی‌ها حل نشده؟

چرا دروغ‌گویی هنوز یكی از مشكلات جامعه ماست؟

آیا خوردن سه وعده غذایی در روز مناسب است؟

 و...

عده كثیری از كنار این مسائل ارزشمند به راحتی عبور می‌كنند و به غر زدن بسنده می‌كنند و عده قلیلی كه شما و ما باشیم به آن توجه می‌كنیم و سعی می‌كنیم آن را بررسی كنیم، ولی تحت چه عنوانی؟

درباره ما

مجله‌ی سوره نیز سرنوشتی پیوند خورده با سرنوشت انقلاب و فراز و فرودهای آن داشته است و او نیز تنها زمانی می‌تواند خود را از گرفتار شدن در دام زمانه برهاند و انقلاب اسلامی را همراهی کند که متوجه‌ی باطن و همگام با تحولاتی از جنس انقلاب باشد. تلاشمان این است که خود را از غفلت برهانیم، برای همین به دور از هرگونه توجیه‌ و تئوری‌پردازی برای توسعه‌ی تغافل،‌ می‌گوئیم که سوره «آیینه‌»ی ماست. از سوره همان برون تراود که در اوست. تلاشمان این است که به‌جای اصل گرفتن «ژورنالیسم حرفه‌ای»، یعنی مهارت در به‌کارگیری فنون، تحول باطنی و تعالی فکری را پیشه کنیم. نمی‌خواهیم خود را به تکنیسین سرعت، دقت و اثر فرو بکاهیم. کار حرفه‌ای بر مدار مُد می‌چرخد و مُد بر مدار ذائقه‌ی بشری و ذائقه بر مدار طبع ضعیف انسان و این سیر و حرکت، ناگزیر قهقرایی است.

بـيـشـتــر

نقد

شماره 87-86 مجله‌ فرهنگی تحلیلی سوره‌ اندیشه منتشر شد

شماره‌ جدید مجله سوره اندیشه نیز به‌مانند پنج‌شش شماره‌ اخیرش، موضوعی محوری دارد که کل مطالب مجله حول‌وحوش آن می‌چرخد. موضوع بیست‌ویکمین شماره‌ سوره‌ اندیشه، «نقد» است؛ موضوعی که شعار بیست‌ویکمین نمایشگاه مطبوعات نیز قرار گرفته است. نقد، موضوع مناقشه‌برانگیزی است که بسیاری از مجادلات سیاسی و فرهنگی ما، از روشن نبودن مفهوم آن ناشی می‌شود؛ تا جایی که منتقد را به جرم مفسده‌انگیزی‌اش خاموش می‌کنند. کار منتقد، حرف زدن است ولی نقد، منتظر شنیده شدن نیست. اینجا است که تفاوت منتقد با معترض و مخالف و مصلح و مفسد روشن می‌شود.

خبــر انـتـشــار شـمــاره 21

خرید

شماره 86
10000تومان
  • قیمت روی جلد
  • ارسال رایگان به سراسر نقاط کشور
  • زمان تحویل حداکثر 5 روز
شماره 84
10000تومان
  • قیمت روی جلد
  • ارسال رایگان به سراسر نقاط کشور
  • زمان تحویل حداکثر 5 روز
آرشیو شماره 50 تا 75
60000تومان
  • با احتساب 20% تخفیف
  • ارسال رایگان به سراسر نقاط کشور
  • زمان تحویل حداکثر 5 روز
خرید نسخه دیجیتال
4000تومان
  • با احتساب 60% تخفیف
  • دریافت از مارکتهای اندروید
  • همسان با نسخه چاپی