X

رسانه امتداد مردان است

رسانه امتداد مردان است -
امتياز: 5.0 از 5 - رای دهندگان: 1 نفر
 
سید رضا مرزانی
پیوند ماهیت تکنولوژی رسانه‌ای و هرزه‌نگاری از منظر فمینیسم
اشــــاره یکی از رویکردهای پسامدرن به بحث رسانه و رسانه‌های تکنولوژیک رویکرد فمینیستی است. در این رویکرد رسانه‌های تکنولوژیک (و اساسا تکنولوژی) پدیده‌ای مردانه معرفی شده و جمله‌ی معروف مک‌لوهان که «رسانه امتداد انسان (man) است»، به‌صورت «رسانه امتداد مردان است» تعبیر می‌شود که یکی از بهترین شواهد آن رواج وحشتناک برنامه‌های بامحتوای پورنوگرافی در این رسانه‌هاست. متن پیش‌رو قسمتی از فصل چهارم کتاب تکنولوژی رسانه‌ای از منظر انتقادی (Media Technology: Critical Perspectives) نوشته‌ی یوست ون لون (Joost Van Loon) استاد تحلیل رسانه‌ی مؤسسه‌ی تحلیل فرهنگیِ دانشگاه ناتینگهام ترنت است. ترجمه‌ی این کتاب در سال 88 توسط انتشارات همشهری منتشر شد اما فصل چهارم آن به‌طور کامل حذف گردید! نپرداختن به تحلیل‌های نظری درباب مسائل جنسی در کتاب‌ها و مجلات علمی سبب گسترش بی‌فکرانه‌ی آن در سطح رسانه‌های عمومی در جامعه شده است. اگر به این مباحث توجه نکنیم، تا چند سال دیگر که ارتباط تصویری از طریق موبایل همه‌گیر شد باید فریاد سر دهیم که چرا «تن‌فروشی موبایلی» اینقدر زیاد شده است!

موضوع هرزه‌نگاری

شاید بتوان گفت بهترین مثال برای نشان دادن ارزش تحلیل فمینیستی برای درک رابطه‌ی بین تکنولوژی رسانه‌ای و محتوای رسانه‌ای، هرزه‌نگاری است.

هرزه‌نگاری را به‌صورت ساده می‌توان یک نظام نشانه‌ای برای بازنماییِ اعمال جنسی (بویل1 2005) تعریف کرد، اما باید همواره به یاد داشته باشیم که خود این نظام نیز فی‌نفسه یک عمل جنسی است. این تعریف از هرزه‌نگاری نسبتا جامع است و شامل چیزی است که برخی افراد ممکن است آن را «تحریک کننده‌ی جنسی» (msicitore) یا «فرهنگ افسون‌گری» (erutlac ruomalg) بخوانند نیز می‌شود. این تعریف عناصری از رسانه‌های متداول را در خود وارد می‌کند که ذیل عنوان «هرزه‌نگارانه» (cihpargonrop) طبقه‌بندی نشده‌اند. عنوان شناخته شده‌ی «دختر صفحه‌ی شماره‌ی 3» (lrig 3 egaP) مثالی خوب در این‌باره است که در نشریات انگلیسی مانند سان (nuS eht) و دیلی استار (Daily Star)، منتشر می‌شود و از این‌رو به‌صورت روزانه (و بسیار معمولی) روی میز صبحانه‌ی بسیاری از خانه‌های «معمولی» انگلستان، به عنوان یک «تفریح کوچک» بی‌ضرر، دیده می‌شود (هولاند2 1983).

برای بسیاری از فمنیست‌ها، معمای چگونگیِ فهمیدن تکنولوژی‌های رسانه‌ای در ارتباط با محتوا، به نحو بسیار دردناکی در «مبحث هرزه‌نگاری» دهه‌ی 1970 آشکار گردید، که جنبش حقوق زنان را به گروه‌های به‌شدت مخالف تقسیم کرد. موضوع کلیدی این بود که هرزه‌نگاری می‌بایست سانسور شود یا خیر. از یک‌سو، فمینیست‌های «رادیکال» می‌خواستند مبنایی قانونی ایجاد کنند تا اخلاقی‌بودن محدودکردن آزادی‌های جنسی فردی را تأیید نمایند؛ از سوی دیگر، فمینیست‌های «لیبرال» چنین سانسوری را به واسطه‌ی اتحاد قانونی/ اخلاقی میان فمینیست‌ها و دولت، توسعه‌ی حضور جریان مردسالاری می‌دانستند.

بسیاری از فمینیست‌ها هرزه‌نگاری را به دلیل سو‌ء استفاده از زنان، مورد نقد قرار می‌دهند. در حالیکه برخی، بر تأثیرات مصرف هرزه‌نگاری توسط مردان تأکید کرده‌اند [«هرزه‌نگاری ایدئولوژی است و تجاوز به عنف، اقدام» (مورگان3 (1978:128)]، برخی دیگر بر این امر پافشاری می‌نمایند که ماهیت حقیقی نمایش هرزه‌نگارانه، توهین به زنان است.

جدای از مسائل خاص مربوط به سلیقه، تحلیل‌های فمینیستی در مورد محتوای هرزه‌نگارانه، از اشاره به این امر غافل نبوده است که بخش عمده‌ای از مطالب هرزه‌نگاری شامل نمایش بدن زنان است که اقدامات جنسی مختلف را انجام می‌دهند تا از این طریق شهوات جنسی مردان را تحریک کنند (چرچ گیبسون4 2004). هرچند اگر بخواهیم دقیق‌تر شویم، تحلیل‌های محتوامحور تنها می‌توانند در مورد دریافت مخاطب نظر داشته باشند، اما می‌توان گفت عرف هم فرض را بر این می‌گذارد که نمایش‌های هرزه‌نگاری بر اساس مجموعه‌ای از استاندارد‌های خاص صورت می‌گیرد، زیرا این نمایش‌ها به دنبال ارضای انتظاراتی هستند که حول چیزی که تحریک‌کننده به نظر می‌رسد، گردش می‌کنند. به عبارت ساده‌تر، هرزه‌نگاری وجود دارد، چرا که تقاضا برای هرزه‌نگاری وجود دارد و تقاضا برای هرزه‌نگاری اساسا از جانب مردان است. در واقع تنها نگاهی گذرا به جریان اصلی هرزه‌نگاری هتروسکشوال5، چه تصویری و چه نوشتاری، نشان می‌دهد که، زنان و شهوت جنسی ایشان برای مصرف جنس مذکر در معرض نمایش گذاشته شده است.

بهترین مثال برای نشان دادن ارزش تحلیل فمینیستی برای درک رابطه‌ی بین تکنولوژی رسانه‌ای و محتوای رسانه‌ای، هرزه‌نگاری است

با این‌حال، در روی دیگر سکه، برخی از فمنیست‌ها مخالفان هرزه‌نگاری را مورد نقد قرار می‌دهند و مدعی هستند که این دستور کار اخلاقیِ محافظه‌کارانه، می‌کوشد زنان را در یک محدوده‌ی مردسالارانه تحدید کرده و در ساختار‌های متمایل به رابطه با جنس مخالف، همچون ازدواج و خانواده، متوقف سازد (میلت6 1970). چنین مخالفتی معمولا منجر به اتفاق میان ایشان و جنبش‌های مختلف همجنس‌گرایانه می‌شود که برای آن ها هرزه‌نگاری معمولا به منزله‌ی فرصتی است برای آشکارساختن هویت خویش؛ نوعی شورش علیه هژمونی مردسالاری هتروسکشوال. برای این دسته از منتقدین، هرزه‌نگاری نتیجه‌ی تبعی و ضروری آزادی بیان است و روشی برای آشکارساختن بنیان متظاهر و ریاکار فرهنگ مردسالار است. این به نوبه خود با یک جریان انتقادی فمینیستی پیوند می‌خورد که مخالفت با نمایش‌های فرهنگی کاملا جنسی را به منزله‌ی اظهار ترس از تهدید تمایل جنسی زنانه تلقی می‌کند که در نتیجه به یک مسئله‌ی سلیقه‌ای تبدیل می‌شود7.

یک تحلیل انتقادی از هرزه‌نگاری به عنوان یک تکنولوژی رسانه‌ای (سکس رسانه‌ای شده)، به دو واقعیت اساسی اشاره دارد، که از این قرارند:

اینکه هرزه‌نگاری یک صنعت است (برای مثال، عنوان شناخته شده‌ی «صنعت سرگرمی بزرگسالان»)؛

اینکه هرزه‌نگاری یک تکنولوژی است.

این دو در این معنا از یکدیگر جدا نیستند که ساختار تولید، توزیع و مصرف رسانه‌ها، بخش ضروری تکنولوژی رسانه‌ای نیز هستند. جدای از همه‌ی این‌ها، تکنولوژی نباید به ابزاری صرف تقلیل داده شود، بلکه باید به جنبه‌های اجتماعی اینکه چگونه چنین پدیده‌ای پا به عرصه وجود نهاد و به عنوان یک پدیده، ابزار، کارکرد و دانش مورد استفاده قرار گرفت، نیز توجه شود.

صنعت هرزه‌نگاری یکی از شاخه‌های بسیار مستحکم و سازماندهی‌شده‌ی صنایع فرهنگی است (آدرنو و هورکهایمر8 1979) و شاید بتوان گفت حامی ایده‌آل/ نوعی این نظریه است که هدف اصلی صنایع فرهنگی مهندسی ادغام روانی‌-فرهنگی جامعه در منطق کاپیتالیسم است. این صنعت بسیار قدرتمند است چرا که تقریبا هیچ نیرویی برای عملکرد خود نیاز ندارد.

عامل اصلی پیش‌برنده‌ی هرزه‌نگاری، تبدیل کردن سکس به کالا است. از آنجا که سکس همواره با نوعی تسلسل کالا مرتبط بوده است، صنعت هرزه‌نگاری به نحو افراطی‌تری تمایلات جنسی انسانی را با منطق سرمایه‌[داری] پیوند می‌زند. در نتیجه هرگونه احتمال وجود ارتباط میان سکس و کالاسازی را از بین می‌برد، چراکه سکس به خودی خود یک کالای صرف است.

ساختار صنعت هرزه‌نگاری در مجموع، از خطوط سنتی جنسیت پیروی می‌کند. مردان اغلب (اما نه صرفا) جایگاه کارآفرینان، تأمین‌کنندگان مالی، توزیع‌کنندگان، کارگردانان، سردبیران، تولیدکنندگان، فیلم‌نامه‌نویسان، فیلم‌برداران، عکاسان، رقص‌آرایان را بر عهده می‌گیرند در حالی که زنان غالبا در نقش بازیگران، مدل‌ها و کارهای پشتیبانی مانند تعیین مدل مو، آرایشگری، تدارکات و... حاضر می‌