X

پاریس ملکوتی، داعش ناسوتی

پاریس ملکوتی، داعش ناسوتی -
امتياز: 1.0 از 5 - رای دهندگان: 1 نفر
 
پاریس ملکوتی، داعش ناسوتی
اشــــاره فیلم سینمایی نبرد الجزیره ساخته‌ی جیلو پونته‌کوروو، چند دهه‌ی قبل، ماجرای جنگ بین الجزایری‌ها با ارتش اشغالگر فرانسه را روایت می‌کند. مشهور است که این فیلم الگوی بسیاری از پیکارجویان جهان برای جنگ شهری و فعالیت‌های «تروریستی» بوده است. فیلم، تصویری است از اتفاقات واقعی جنگ علیه ارتش فرانسه، اما این تصویر، خود اکنون تصورساز واقعیت‌های آینده می‌شود. در همین فیلم، تیم اصلی 9 نفره است و مقاصد تروریستی آن‌ها عبارتند از: یک کافی شاپ، یک سالن رقص و یک ورزشگاه.

بیشتر ما مردمان این روزگار، بیشتر زمان خود را چشم در چشم گویِ جادویی دوخته‌ایم که نقش جام جهان‌بین را برای ما یافته است: تلویزیون باشد یا لپ‌تاب، تبلت باشد یا رایانه. چشم ما به جهانی دوخته شده است و هر روز، ذره‌ذره همراه این جهان تصویری، ساخته و سوخته می‌شویم. آیا استعاره‌ی «جهان تصویری» (Weltbild) یا «جهان به مثابه تصویر»، یک مفهوم فلسفی است؟ آیا ما برای «اثبات»(؟) یا فهم این مفهوم باید به دامان «رشته»ی فلسفه پناه ببریم و مشغول بحث و درس شویم یا باید سعی کنیم واقعاً چیزها را چنان که هستند ببینیم؟ آیا یکی بدون دیگری راهگشاست یا این که اساساً عقیم است؟

فیلم سینمایی نبرد الجزیره (La battaglia di Algeri) ساخته‌ی جیلو پونته‌کوروو، چند دهه‌ی قبل از این، ماجرای جنگ بین الجزایری‌ها با ارتش اشغالگر فرانسه را روایت می‌کند. مشهور است که این فیلم الگوی بسیاری از پیکارجویان جهان برای جنگ شهری و فعالیت‌های «تروریستی» بوده است. فیلم، تصویری است از اتفاقات واقعی جنگ علیه ارتش فرانسه، اما این تصویر، خود اکنون تصورساز واقعیت‌های آینده می‌شود. در همین فیلم، تیم اصلی 9 نفره است و مقاصد تروریستی آن‌ها عبارتند از: یک کافی شاپ، یک سالن رقص و یک ورزشگاه. برخی بمب‌گذاری‌ها توسط زنان صورت می‌پذیرد، ساعت این عملیات عصر است و از تیم تروریستی فقط دو نفر زنده دستگیر می‌شوند.

چه اتفاقی افتاده است؟ چرا هر روز ارجاعات به فیلم‌های سینمایی و سریال‌های ساخته شده قبل از انجام یک اتفاق بزرگ سیاسی، بیشتر می‌شود؟ آیا همه‌ی آن‌ها خیالات است؟ داعش از روی فیلم، عملیات می‌کند؟ اینقدر دقیق؟ غرب از روی فیلم عملیات داعش را پشتیبانی می‌کند؟ چه کسی کارگردان فیلم جهان امروز است؟ جهان واقعی، کجا و در کدام فیلم است؟

کشف کارگردانِ «فیلم جهان»، یک مسئله‌ی سیاسی است و فهم نوعِ «فیلم جهان» یک مسئله‌ی فلسفی. اما دست بر قضا این دو مسئله هر دو با یکدیگر آشکار می‌شوند و بنابراین، همچنان که نگارنده قبلاً در یادداشت دیگری درباره‌ی داعش در همین مجال اشاره کرده بود[1]، داعش از طریق نظریه‌های انتزاعی فلسفی و حتی نظریه‌های علوم سیاسی و ... لزوماً فهمیده نمی‌شود. نه قطار کردن نام فیلسوفان و نه قطار کردن نام کتب سلفی‌ها، نمی‌تواند راهگشای فهم واقعیت باشد، مگر این که خود نیز به میانه میدان آمده باشیم و با چشمان باز، فیلم جهان را مرور کنیم. لازمه‌ی چنین کاری، تسامح در تعصبات ایدئولوژیک و فلسفی خویش است. بدوی‌ترین گام در این طریق آن است که دریابیم هر آنچه که آن خسرویِ لیبرال سرمایه‌داری می‌کند، شیرین نیست، و اگر چنان وهمی داشتیم، از دایره‌ی اهل فهم معاف هستیم.

سطح سیاسی مسئله:

جنگ خانمان‌سوزی در یکی از زیباترین کشورهای خاورمیانه رخ می‌دهد. جنگ هر چند بر اساس اختلافات داخلی خود این کشور آغاز شد، اما با حمایت همه‌جانبه‌ی قدرت‌های دنیا و قراردادهای نانوشته بین آن‌ها، حداقل در دو قطب حامیان غربی-عربی و حامیان روسی-ایرانی بدون حصول یک نتیجه مشخص ادامه می‌یابد. یکی از گروه‌های معارض، موفق می‌شود با حمایت همه‌جانبه‌ی کشورهای عربی و حمایت نیمه‌ پنهان ترکیه و اقلیم کردستان، بر بخش‌های قابل توجهی از دو کشور عراق و سوریه تسلط بیابد. بخش عمده‌ای از بدنه‌ی این ارتش زبده و حرفه‌ای، افسران بعثی و قبایل سنی عراق هستند و بخش‌های تبلیغاتی و علنی‌تر آن، سلفی‌های عمدتاً جوانی از 72 ملت، کمابیش با همان ایدئولوژی مکتوب «الفریضه الغائبه» و آرمان احیای خلافت اسلامی وهابی‌های جهادی. برای مردمی که در خاورمیانه زندگی نمی‌کنند، توضیح این امر سخت می‌نماید که یک گروه نظامی چند هزار نفره، بدون یک حمایت لجستیک، اطلاعاتی، نظامی، سیاسی، رسانه‌ای و... نمی‌تواند در چشم به هم زدنی، نیمی از یک کشور را اشغال کند. سخت است برای این که آن‌ها نمی‌بینند انبوه تانکرهای نفت قاچاق به سمت ترکیه را یا انبوه سلاح‌های سبک و نیمه سنگین و ماشین‌های تندروی پیشرفته و... را. برای ما البته عادیست. هر جا سخن از جنگ و آشوبی در خاورمیانه بوده است، حداقل یک بخش و اغلب همه‌ی بخش‌ها، سری هم در قدرت‌های بزرگ خارج از خاورمیانه داشته‌اند.

هیولایی به نام داعش تبدیل به تیتر یک رسانه‌ها می‌گردد. هنرمندان و ورزشکاران و چهره‌هایی از اهل تسنن در سرتاسر دنیا به این هیولا می‌پیوندند. این بار  خود داعش هم یک رسانه دارد یا یک رسانه شناس است. فیلم‌هایی حرفه‌ای از فعالیت‌های خود تولید می‌کند و در شبکه‌های اجتماعی جا خوش می‌کند. اکنون، پس از توافق بزرگترین دشمن داعش با غرب درباره مسائل هسته‌ای، در آستانه‌ی توافق دو قدرت اصلی در میدان سوریه، همزمان با سفر رئیس‌جمهور ایران برای عقد قراردادهای بزرگ با اروپا و... یعنی همه وقایعی که طیف تندوری غرب مانند نومحافظه کاران آمریکا، زمامداران سعودی و اسرائیلی، حاکمان کنونی فرانسه و... با آن مخالف هستند، اتفاقی حیرت آورتر از 11 سپتامبر رخ می‌دهد: سلسله عملیات‌های تروریستی که اگر چه اسناد دقیقی درباره‌ی ابعاد فاجعه‌آمیز آن هنوز از رسانه‌ها منتشر نشده است، اما به هر حال، فضای رسانه‌ای جدیدی در جهان ایجاد می‌کند، فضایی که به شکل مضحکی یادآور فضای ماه سپتامبر در دوره‌ی جرج بوش است و دست بر قضا، با حمایت همه‌جانبه‌ی جمهوری‌خواهان آمریکایی برای جنگ همراه می‌شود و با فحاشی رسانه‌ها علیه مسلمانان و اسلام گرایان[2]؛ دست بر قضا، رئیس‌جمهور فرانسه در مراسمی آئین‌وار و حماسی دستور حالت اضطراری را صادر می‌کند و سخن از لزوم اصلاح قانون اساسی می‌راند و لغو شهروندی مهاجران[3] (شاید این آخری، باعث شد سارکوزی در حمایت از اولاند پیش‌قدم باشد) دست بر قضا، باز هم مدارک شناسایی عامل سوری‌تبار در نزدیکی محل انفجار پیدا می‌شود، بله عامل اصلی سوری است و ... . وقایعی که نه تنها حس آزاردهنده‌ای درباره‌ی خودشان ایجاد می‌کنند،[4] بلکه شدیداً این پرسش را پیش می‌کشند که ماجرای اصرارهای اخیر یا شاید تهدیدهای در لفافه‌ی دموکرات‌های آمریکایی برای تفحص از اسناد محرمانه ماجرای 11 سپتامبر چه بوده‌اند؟ نکند کسانی که از محال بودن عملیات انتحاری با هواپیما و محال بودن گذر از تور امنیتی پیچیده‌ی آمریکا سخن گفته بودند، بر حق باشند؟  

صد البته غیر مسؤولانه‌ترین کار برای تمسخر این پرسش‌ها و نادیده گرفتن انبوهی از اتفاقات پیرامونی قضیه این است که چنین سؤال کودکانه‌ای بپرسیم: «اینها یعنی این که خوشان جنایت کردند علیه خودشان؟!» مسؤولانه این است که کمی زحمت بکشیم و از پی